هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
237
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
چون زياد « خفه » و « تنگ » بود و تنفس ممكن نبود ، از اين اتاق « 1 » مراجعت كرده ، به ديگر اتاقها « 2 » صعود نشد ؛ ولى راهى كه ملاحظه مىشد ، كمال صعوبت را داشت ، كه بايد به واسطهء نردبان بالا رفت ؛ و قبل از اين از آهن چند پلّه ترتيب داده ، در ديوار نصب كرده بودند ؛ از خوف سقوط مترددّين ، اكنون برداشتهاند . از قرار تقرير « اعراب » و كسانى كه ديده بودند ، دو مرتبهء « 3 » ديگر در بالاى اينها ساختهاند ، كه به آنجا راه نيافته ، از همان راهى كه آمده بوديم ، با نهايت زحمت برگشتيم . در نزديكى اين گنبد ، بعضى آثار قديمه و ابنيهء عتيقه پيداست . از جمله ، صورت بزرگ « ابو الهول » است [ كه ] « سفينكس » « 4 » نيز مىگويند . اين اسم مأخوذ از لفظ « يونانى » است . كلّهء زنى است كه از چانه تا سر او تقريبا 5 ذرع است . دور كلّهء او تقريبا 20 ذرع مىشود [ و ] رو به مشرق است . اين كلّه را از سنگ تراشيدهاند . گويى در بزرگى به مثابه گنبد مقابره است و قدرى از بينى او شكسته شده و در پيشانىاش شكل تاجى از سنگ نمايان بود . معلوم مىشد از زنهاى سلاطين قديمه بايد باشد . ديگر آثار عمارت بسيار عالى كه سنگهاى خيلى گرانبها را به كار برده بودند ، در همينجا ديده شد . از آثار قديمه ، يكى « بئر يوسف » است . در بيرون « دروازهء جبل » واقع در قلعه چاه آب عميقى است ، كه بهقدر 100 ذرع ، بلكه زيادتر ، كوه را كنده ، به آب رسانيدهاند . قطر اين چاه 9 ذرع و 3 گره است . آب گواراى خوبى داشت . هرچند ، حالا بالفعل اهل « قلعه » محتاج اليه اين آب نيستند ، ولى در ايّام تنگى و محاصره ، براى قلعهگيان كافى است . اين چاه از بناهاى « سلطان صلاح الدين يوسف » است . تفصيل اين چاه در تاريخ « وفيات الاعيان » در جزو احوال « سلطان صلاح الدين يوسف » مسطور است . اين چاه راهى دارد و مارپيچ ، كه به ته چاه مىتوان رفت و اين راه غير از خود همان چاه است كه با چهار چرخ آب آن را هميشه مىكشند .
--> ( 1 ) . در اصل : اوطاق ( 2 ) . در اصل : اوطاقها ( 3 ) . طبقه . ( 4 ) . Sphinx .